تبلیغات
جوانان مسجد ابوبکر صدیق (رض) شهرستان خواف - دانش پنهان
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

جوانان مسجد ابوبکر صدیق (رض) شهرستان خواف
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 دی 1390 توسط

پادشاهی به وزیرش گفت از تو سه سوال می پرسم که اگر بتوانی به هر سه سوال جواب دهی در سمت خود باقی خواهی ماند و گرنه لباس وزارت را از تن بیرون خواهی اورد.
و می توانی در این راه از تمامی علما استفاده نمایی و جواب را برایم بیاوری.
سوال اول : اینکه خداوند چه می خورد؟
سوال دوم : خداوند چه می پوشد ؟
و سیوم اینکه خداوند چکار می کند؟
در این باره به وزیر سه ماه فرصت داده شد تا جواب را برای وی آماده کند تا از سمت خود خلع نشود .از هریک از علمای بزرگ آن زمان که سوال می نمود در جواب سوالات واپس می ماندو رو ز به روز از وقت جواب دهی سوالات به پادشاه کاسته می شد تا اینکه از وقت مقرر چند روزی بیش باقی نمانده بود وزیر با نگرانی در گوشه ای نشست و غصه از دست دادن سمت دنیایی خود را می خورد غلامی از قصر از کنارش گذشت و چون وزیر را نگران دید از حالش جویا شد وزیر با اندوه قصه را برایش بازگو نمود. با زیرکی تمام غلام سوالات را از او پرسید تا چنانچه بتواند در پاسخ به سوالات به او کمک کند. وزیر نگاهی حقارت آمیز به غلام کرد و به وی گفت : عالمان بزرگ در پاسخ به این سوالات باز مانده اند و تو با دانش اندک خود می خواهی به سوالات پاسخ دهی.
غلام اندکی تامل کرد و در پرسش سوالات اصرار نمود وزیر سوالات را برای او بازگو نمود. غلام جواب سوالات را به وزیر این گونه بیان کرد. که پاسخ سوال اولت این است که خداوند غم امت گنهکار خویش را می خورد آنگونه که یک پدر غم فرزند ناخلف خویش را می خورد و دوست می دارد که فرزندش در رفاه و سلامتی کامل زندگی کند و پاسخ سوال دویمت این است که خداوند ستارالعیوب است آنگونه که اگر شخصی پنجاه سال زندگی کند و گناهان بسیار انجام دهد خداوند او را نزد مردم رسوا نمی سازد مگر اینکه خود شخص خویش را در ملا عام رسوا سازد. و پیامبر (ص) در این مورد می فرمایند: از جهنم مردم همگی آزاد می شوند و راهی بهشت رضوان می شوند مگر کسی که گناهی انجام داده باشد و خداوند بر اثر صفت ستار العیوبی خود گناه او را پوشیده باشد سپس شخص در بین مردم گناه انجام داده اش را رسوا سازد که در این حالت پرده پوشاننده گناه این شخص توسط خودش پاره گشته خداوند مغضوب می شود و این شخص برای همیشه در جهنم باقی می ماند و پاسخ سوال سیمت را نمی گویم و  ان را فقط در حضور پادشاه خواهم گفت.
هردو باهم نزد پادشاه حاضر شدند و وزیر شروع به گفتن پاسخ سوالات برای پادشاه کرد در گفتن اولین پاسخ به پادشاه ، پادشاه شادمان گشت و وزیر را تشویق نمود برای پاسخ سوال دوم نیز همین عمل پیش امد پادشاه پاسخ سوال سوم را از او پرسید. وزیر گفت : پاسخ دو سال قبلی را این غلام به من گفت و خودش خواست که سوال سوم را خودش پاسخ دهد. پادشاه خوشحال شد و گفت پاسخ سوال سوم این است که تو و این غلام در خلوتگاه بروید آنگاه جامه هایتان را با هم تعویض کنید و دیگر بار به نزد من بیایید این کار نیز انجام شد. در این وقت پادشاه گفت پاسخ سوال سوم این است که خداوند ان شخصی است که هرکه را بخواهد عزت می بخشد و هر آنکه را بخواهد از قدرت و هیبت به زیر می کشد. غلام براثر دانش خود به وزارت رسید و وزیر براثر جهالت خود از وزارت خلع گشت.

خدایا یادستهای خالیم راپرکن  یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.




طبقه بندی: امین رضویان، 
.: Weblog Themes By Pichak :.




تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ